کلی بغض تو گلوم و ....

کلی بغض تو گلوم و .... ,nasim

کلی بغض تو گلوم و ....


ما هردو آدم‌های از عشق ترسيده ای بوديم كه پشت ديوار بلند غرور سنگر گرفته بودیم!
ما كه هراس داشتيم از دوست داشتن و دوست داشته شدن،
ما كه در لفافه حرف زدن را خوب بلد بوديم برای نصفه نيمه ابراز كردنِ علاقه‌مان، ما كه حتي مجال آدم برفی ساختن در بهمن ماه و غوطه ور شدن در شكوفه های گيلاس بهاری را نداشتيم...
ما كه ياد گرفته بوديم از خيلی دور نگرانی برای يكديگر را تجربه كنيم،
شب ها به حرف‌های گفته و ناگفته‌مان فكر كنيم،
و گاهی زوم عكس‌های از هم داشته‌مان شويم و پيش بيني كنيم از اينجا تا غرق شدن در چشم های يكديگر چند فرسنگ فاصله هست،
ما كه حرف زدن را دوست داشتيم اما گاهی سكوت كرديم مبادا رازِ دل‌مان فاش شود،
ما كه تعلق خاطر داشتيم اما هيچگاه تعهدی نداديم،
ما كه هر دو خواستيم تا ابد بمانيم كنارهم ،
اما آدم های از عشق ترسيده ای بوديم..

نمیدونم حکمت چیه ؟قسمت چیه؟

من واقعا موندم و بلاتکلیفم تو ایران دختر محکوم به همه چی!!! محکوم ب سکوت ،محکوم به نخندیدن ،محکوم به بتمرگ ،محکوم به ساعت 8 به بعد از خونه بیرون رفتن حکم اعدام صادر میشه ،محکوم به عاشق نشدن و دل ندادن دل دادن مساوی ب زنده به گور رفتن

اینجا نباید عاشق شد نباید دل بست نباید معشوقه کسی شد

اینجا تو از سن 15 سالگی بزرگ شدی خانم شدی همه رفتارهات تغییر باید بکنه لباس پوشیدنت تغییر کنه،راه رفتنت آدام و معاشرتت ،دوستات باید تغییر کنن همونی باید باشن که خانواده و محیطی که توش زندگی میکنی .

دختری لاک زده موهای بیرون ریخته گشتن باهاش جرمه و تو رو فاحشه میدونن

آره درد داره خواستگار نداشته باشی ولی بدتر درد داره وقتی خواستگارت و نتونی درک کنی و از آرزوهات کلی دورت کنه

من نسیم از 15 سالگی خودم و عروس شوهر کارمند، قد بلند، خوش اندام بدون شکم،مهربون زرنگ ،خانواده دار ،اصل و نصب دار،خونه دار و ماشین داشته باشه تصور میکردم تا امروز که 29 سال و خورده ای گذشته الان واقعا درک نمیکنم چطور باید به خواسته ناخواسته خودم جواب بدم و لب نزنم و پا رو همه احساسم و آرزوهام بذارم 

چی این خواسته ها برا خدا سخته که نمیذاره من به همین دلخوشی هام دست پیدا کنم

چرا همه فک میکنن فقط دختر باید شوهر کنه ولی نه با خواسته قلبی

راستی شماها خواستگار میاد براتون چطوری انتخاب میکنید ؟؟؟؟؟چطوری بله میدین وقتی شرایطش با شما کلی از خواسته هاتون نیست؟؟؟؟؟؟

خواستگار جدید و شرایطش

متولد 69 که هم سنیم حالا اگه خرداد  باشه اگه نه یا من بزرگترم یا کوچیکتر که اطلاع ندارم

خونه نداره از خودش

ماشین داره

کارمند نیست شغلش بوتیک مردونه

همه این اطلاعاتی که معرف به من داده خوب من از کجا باید بدونم خوبه ؟ بده ؟ اصلا اون دوسم داره چطور اینو فهمیده ؟ مگه میشه آدم 1 بار با مادرش بره 1 دختر و ببینه بفهمه این همون زن زندگیشه ؟

پس چرا من نمیتونم انتخاب کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا من باید اول من خوشم بیاد بعد بقیه

الان از نظر خانواده ایشون تائید شده است فرصت دو روزه دادن فکر کن جواب بده اگه جواب نه که ما خودمون بله میدیم خانواده دار ،اصل و نصب داره،پسر اهل کار،خونه گیرش میاد ،باباش املاک داره ولی مگه میشه اول پا رو دلت بذاری بعد بگی بقیه اش حل میشه

تن به چی بدی

به خواسته ناخواسته آرزوهات و ذهنت ؟؟؟

من همیشه شوهر کارمندم و تصور میکنم تو ذهنم که لباسهاش و با چه شوقی اتو میکشم و مرتب میکنم کیفشو میدم صبح به صبح بدرقه اش میکنم که میره سر کار برا برگشتش غذا رو آماده میکنم تا برگرده منتظر میشینم و منم از سر کار رفته ام و غذارو گرم کردم تا بیاد و کلی حال خوش بعد ....

الان چی همه اون آرزوها و خواسته ها تو یه شب باید نادیده بگیری

جواب هنوز مشخص نیست چی بدم

دو راهی گیر کردم

طعنه اینقد بگو نه تا 1 الدنگ بیفته بارت و بعد پشیمون بشی

بگی بله نمیدونی آیا میتونی کنار بیای یا نه

موندم !!!!!!

[ شنبه ۱۳۹۸/۱۰/۰۷ ] [ ۱۲:۱۱ ب.ظ ] [ nasim ] [ ]

آخرین مطالب